مرتضى راوندى

556

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گفت : اى برادر ، حرم در پيش است و حرامى از پس . اگر رفتى ، جان بردى و اگر خفتى مردى . خوشست زير مغيلان به راه باديه خفت * شب رحيل ، ولى ترك جان ببايد گفت . » « معمولا آسايشگاه مسافران ، كاروانسراهايى بود كه در طول راهها احداث كرده بودند . به كاروانسرا ، خان رباطسرا ، خان خرك ، فندق ، تيم ، خوان ، خان التجار ، كاروانگاه نيز مىگفتند . » « 1 » چنان كه اشاره شد ، در عصر ميانگين ( قرون وسطى ) از بيم حملهء دشمنان و دزدان ، مسافرتها دسته‌جمعى و با كاروان صورت مىگرفت ؛ يعنى بازرگانان ، مسافران عادى و زايرين ، مأموران سياسى ، داعيان و مبلغان مذهبى و جهانگردان و محققان ، جملگى با ستوران و زاد و توشه‌اى كه از پيش فراهم كرده بودند تن به قضا مىدادند و پس از تنظيم وصيت‌نامه و انجام پيش‌بينيهاى لازم ، راه سفرهاى دور و دراز را پيش مىگرفتند . فرخى مىگويد : با كاروان حله برفتم ز سيستان * با حلهء تنيده ز دل بافته ز جان سعدى به مسؤوليت خطير سلاطين در حفظ امنيت راهها ، اشاره مىكند و با جسارت بسيار مىگويد : « اگر سلطان دفع دزدان نكند ، به بازوى خود ، كاروان مىزند . » امنيت نسبى راهها در طول تاريخ در دورهء طاهريان ، سامانيان و غزنويان ، مادام كه شهرياران لايق زمام امور را در كف داشتند ، امنيت راهها تأمين مىشد . در دورهء سلاجقه نيز مادام كه خواجه نظام الملك ادارهء امور را در دست داشت ، راهها امن بود سلاجقهء آسياى صغير و كرمان نيز در دوران قدرت ، در حفظ امنيت راهها كوشا بودند . در تاريخ سلاجقهء كرمان ، مىخوانيم كه ملك قاورد در دوران حكومت بيست و چهار سالهء خود ، غير از فعاليتهايى كه در راه بهبود نسبى زندگى اقتصادى مردم به عمل آورد ، كوشيد تا راههاى ارتباطى بيش از پيش از امنيت برخوردار شوند . « در راه سيستان و درهء قاورد ، در چهار فرسنگى اسفه ، دربندى ساخته درى از آهن در آويخت و مرد بنشاند و از سر دره تا فهرج بم كه 24 فرسخ است ، در هر سيصد گام ، ميلى به دو قامت آدمى چنان كه در شب از پاى آن ميل ، ميل ديگر مىتوان ديد ، بنا نهاد تا خلايق و عباد اللّه در راه ، تفرقه و تشويش نكنند و در سر دره كه ابتداى اميال از آنجاست ، خانى و حوض آب و حمام از آجر ساخته و دو مناره ، ما بين كرك و فهرج ، بنا كرده يك منارهء چهل گز ارتفاع و ديگرى بيست و پنج گز ، و در تحت هر مناره كاروانسرا و حوض ، و از طرف يزد ، در ده فرسنگى يزد ، چاهى ساخت و مرد بنشاند و آن را ، الحال چاه قاورد مىگويند . » « 2 » در جاى ديگر ، صاحب تاريخ سلاجقه دربارهء اين ميلها گويد : « در شهر جمادى - الاول سنهء 1025 ، كه راقم اين صحيفه بسيستان رفته . . . آثار خيرات قاوردى را برأى العين مشاهده نمود . . . حقا كه چيزى فوق آنچه قاورد در بيابان كرك نموده مقدور بشر نيست كه

--> ( 1 ) . لغتنامهء دهخدا ، پيشين . مادهء « كاروانسرا » . ( 2 ) . تاريخ سلاجقهء كرمان ، پيشين . ص 84 ( به اختصار ) .